محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

356

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

بر بالاى اسب يكدو لقمه برداشته باضطراب تمام راند و بتعجيل هر چه تمامتر متوجه ملازمت نواب كامياب گرديد . اما با بعضى از معتمدان و محرمان مقدمه كرده بود كه تا من خود نيايم يا نشانى از من نياورند ، ابواب قلعه بر روى كسى نگشايند و بگفت و گو و پيغام معاندان فتنه جو ، ازين مقام بيرون نيايند . القصه چون يعقوب خان بادراك شرف زمين بوس استسعاد يافت ، نواب فلك - ركاب اظهار مرحمت و نوازش كرده خان را گرم پرسيد و خان گريه را شفيع و عذر - خواه ساخته زبان باعتذار و استغفار گشاد و نواب به تلبيهء او زبان گشوده خاطر او را بلطف ادا مطمئن ساخته متوجه شكار گرديدند و در اثناى اشتغال بامر شكار ، نواب جهان مدار ، التفات بسيار نسبت بخان اظهار كرد و خان عاليشأن با دل ساكن و خاطر مطمئن ، در ركاب سلطنت انتساب ، عنان انصراف ، بجانب شهر انعطاف دادند و بعد از وصول ، صحبتهاى مرغوب و مجلسهاى جنت اسلوب ، بر روى خان داشته در كمال و احترامش افزود و بخلعات فاخره ، قامت اميدش را آراسته ، بين الجمهور ممتاز و سرفرازش فرمود و جميع سپاه و لشكر ، سيّما تمامى قوم ذو القدر را بتحت فرمانش درآورده ، فرق اعتبارش بفرقدان برافراخت و خاطر فاترش ، بتوجه ضمير مهر تأثير ، از جميع تفرّقها و دغدقه‌ها « 1 » ، من كل الوجوه فارغ و آزاد ساخت . ذكر كشته شدن يعقوب خان با متابعان خود اكثر . و تفويض يافتن امارت و ايالت مملكت فارس به بنياد خان ذو القدر چون يعقوب خان بادراك شرف پاى بوس نواب معلى جناب فخر نموده از قلعهء اصطخر فرود آمد و بسعادت مصادقت متمنيات خود سرافراز گشته بمجالست مجلس فردوس زينت استسعاد يافت و نواب همايون چند روز نسبت به او انواع اصطناعات و اقسام تكلفات مبذول فرموده عنان التفات بجانب عزت و احترام او تافت

--> ( 1 ) - كذا ، مكرر به اين صورت در اين كتاب آمده ، اما صحيح كلمه : دغدغه است .